باز این چه شورش است که در خلق عالم است
حدیث :: بـےלּشـ ــ ـاטּ

بـےלּشـ ــ ـاטּ

ـهـمـیـشـهـ ـبــهــ ــ ــ ـانـهـ اے ـهـسـتـــ . . .

بـےלּشـ ــ ـاטּ

ـهـمـیـشـهـ ـبــهــ ــ ــ ـانـهـ اے ـهـسـتـــ . . .

بـےלּشـ ــ ـاטּ

آدمـے ڪـهـ منتظــر استــ...

هیچــ نشـاטּـهـ ے خاصے نـدارد

نهـ . . .

هیچــ نشـاטּـهـ اے نـدارد

فقــط با هر صــدا بر مے گـــردد

پیام های کوتاه
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
آخرین نظرات
لوگو

خـــنده ی حـــلال :)

نجـــــوا

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حدیث» ثبت شده است

امام رضا

 

مشهور است که به هنگام ورود حضرت رضا (ع) به نیشاپور طالبان علم و محدثان اطراف آن حضرت اجتمع کرده و از ایشان خواستند حدیثی برایشان نقل کنند .

حضرت حدیثی بطور مسلسل از آباء طاهرین خود رسول الله (ص) و جبرئیل از قول خداوند روایت کرد که « کلمه لا اله الا الله حصنی و من دخل حصنی امن من عذابی» یعنی کلمه توحید با لا اله الا الله حصار و باروی مستحکم من است و هر که بدرون حصار من رفت از عذاب من در امان ماند.

این حدیث به جهت مسلسل بودن آن از ائمه اطهار (ع) تا حضرت رسول (ص) به سلسلة الذهب معروف شده است. و درباره اینکه چرا آن حضرت این حدیث را املا فرمود باید گفت که آن نوعی دعوت به وحدت کلمه و اتفاق بوده است زیرا اساس و مدخل آن این کلمه است که معتقدان به خود را از هرگونه تشویش و عذابی در امان می دارد و مسلمانان باید با توجه به آن در درون حصار و باروی اسلام از اختلاف کلمه بپرهیزند و مدافع آن حصن در برابر تهاجم خارجی باشند و از دشمنی و مخالفت بر سر مسائل فرعی دوری گزینند.

شرایط پذیرش ولایتعهدی از سوی امام رضا (ع)

امام رضا (ع) پس از نیشابور به طوس و از آنجا به سرخس و سپس به مرو که اقامتگاه مأمون بود رفت. به روایت عیون الاخبار الرضا مأمون نخست به آن حضرت پیشنهاد کرد که خود خلافت را قبول کند و چون آن حضرت امتناع کرد و در این باب صحبتهای زیادی میان ایشان رد و بدل شد و سرانجام پس از دو ماه اصرار و امتناع ، امام ولایتعهدی را پذیرفت به این شرط که از امر و نهی و حکم و قضا دور باشد و چیزی را تغییر ندهد.

علت مقاومت امام این بود که اوضاع را پیش بینی می کرد و بر او مسلم بود رجال دولت که عادت به لاابالی گری و درازدستی عهد هارون الرشید کرده اند زیر بار حق نخواهند رفت و او قادر به انجام قوانین الهی نخواهد بود.

مأمون پس از آنکه آن حضرت ولایتعهدی را پذیرفت امر کرد تا لباس سیاه که شعار عباسیان بود ترک شود و در باریان و فرماندهان و سپاهیان و بنی هاشم همه لباس سبز که شعار علویان بود بپوشند. خود نیز جامه سبز پوشید و نام امام را زینت بخش درهم و دینار کرد و مقرر داشت در همه بلاد اسلام بر منابر خطبه به نام امام خوانده شود و این به روایت طبری روز سه شنبه دوم رمضان سال ۲۰۱ قمری بود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ دی ۹۱ ، ۰۸:۲۳
میم عین

لا یتـم عقل امـرء مسلـم حتـى تکون فیه عشر خصـال : الخیـر منـه مـأمـول. و الشر منه مأمـون. یستکثر قلیل الخیر من غیره، و یستقل کثیر الخیر مـن نفسه. لا یسأم من طلب الخـوائج الیه، و لا یملّ مـن طلب العلـم طول دهره. الفقر فى الله احب الیه من الغنى و الذل فى الله احب الیه مـن العز فى عدوه. و الخمـول اشهى الیه من الشهرة. ثـم قال (ع): العاشرة و ما العاشرة؟ قیل له: ما هى ؟ قال(ع): لایرى احدا الا قال: هو خیر منى و اتقى .

عقل شخص مسلمـان تمـام نیست، مگر ایـن که ده خصلت را دارا بـاشـد:

۱ ـ از او امید خیر باشد.

۲ ـ از بدى او در امان باشند.

۳ ـ خیر اندک دیگرى را بسیار شمارد.

۴ ـ خیر بسیار خود را اندک شمارد.

۵ ـ هـر چه حـاجت از او خـواهنـد دلتنگ نشـود.

۶ ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود.

۷ ـ فقـر در راه خـدایـش از تـوانگـرى محبـوبتـر بـاشــد.

۸ ـ خـوارى در راه خـدایـش از عزت بـا دشمنـش محبـوبتـر بـاشــد.

۹ ـ گمنـامـى را از پـرنـامـى خـواهـانتـر بـاشـد.

۱۰ ـ سپس فـرمـود: اما دهمى ! و چیست دهمى ؟ به او گفته شـد: چیست؟ فـرمـود: احـدى را ننگـرد جز ایـن که بگـویـد او از مـن بهتـر و پـرهیزکـارتـــر است.

منبع : تحف العقول ، ص ۴۴۳ / ۶۲

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ دی ۹۱ ، ۰۸:۱۹
میم عین

ضریح ائمه بقیع

 

سفیان بن عیینة گوید: به زهری گفتم: آیا علی بن الحسین علیهما السلام را دیده‌ای؟
گفت: آری، کسی را با فضیلت تر از او ندیده‌ام. به خدا سوگند! برای او دوستی در نهان و دشمنی در آشکار نمی بینم.
گفتند: جریان چیست؟
گفت: هرگز کسی که او را دوست می داشت به خاطر کمال شناخت و فضیلتش بر او حسد نمی ورزید، و کسی که گر چه با او دشمن بود، ولی به واسطه شدت مدارایش با او مدارا می کرد.

 

علل الشرائع، ج ١، ص ٢٣٠

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ آذر ۹۱ ، ۲۱:۳۰
میم عین

خودشناسی

۱۹
آذر


 

مرحوم شیخ طوسى رحمة اللّه علیه در کتاب خود آورده است :
روزى شخصى بر امام سجّاد زین العابدین علیه السّلام وارد شد و عرضه داشت : اى پسر رسول خدا! شب را چگونه و در چه حالتى سپرى نمودى ؟
و اکنون در چه حالتى هستى ؟
حضرت در پاسخ چنین اظهار نمود: شب را گذراندم و هم اکنون در حالتى مى باشم که هشت چیز به دنبال من مى باشند و مرا مى طلبند:
1 - خداوند متعال ، که از من اطاعت و اجراء دستورات و انجام واجبات و وظایف را مى طلبد.
2 - پیغمبر اسلام صلّى اللّه علیه و آله ، که انجام مستحبّات و کارهاى پسندیده را از من مى طلبد.
3 - عائله و خانواده ام ، که از من نفقه و مایحتاج زندگى خود را درخواست دارند.
4 - هواى نفس ، که آرزوى رسیدن به خواسته هاى خود را دارد.
5 - شیطان ، که مى خواهد مرا مطیع و فرمان بر خویش قرار دهد.
6 - دو ملک ماءمور الهى ، که در همه جا و همه حالات همراه من هستند و از من صداقت و درستکارى مى خواهند.
7 - ملک الموت و عزرائیل است ، که هر لحظه ممکن است روح و جان مرا بگیرد.
8 - و در نهایت قبر است ، که در انتظار دریافت و تحویل بدن و جسم من به درون خود مى باشد.
سپس امام علیه السّلام افزود: اکنون حال کسى که در چنین حالات و در مقابل چنین طلبکارانى قرار گرفته است ، چگونه مى تواند باشد.

اعیان الشّیعة : ج 1، ص 645.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ آذر ۹۱ ، ۲۰:۴۵
میم عین